تلویزیون فارسی بی بی سی در برنامه «نوبت شما»ی دهم آگست 2010 به مسأله بهاییان ایران پرداخته بود (1). متأسفانه وقت محدود این برنامه و کثرت پیغام ها و تلفن ها وقت زیادی به هیچکس نمیداد و اکثر نظرات بصورت بسیار خلاصه و یا نا تمام عنوان میشد. تصمیم گرفتم در این نوشتار به برخی از سوالاتی که درطول این برنامه بی پاسخ ماندند یا پاسخ کافی نگرفتند بپردازم.
در ابتدا آقای سرفراز ادعا میکند که ثابت شده بهاییت یک فرقه است، و در ادامه آنها را جاسوس میخواند. اما وقتی مجری برنامه مکرراً از او میخواهد که دلیل و سند خود را در این رابطه ارائه کند بالاخره میگوید:
«ببین، هیچوقت نمیان اسم جاسوس رو تو هیچ کشوری برای شما مطرح کنن»!
یعنی آقای سرفراز مطلقاً هیچ مدرکی برای تهمت جاسوسی خود ندارد. یعنی سخن ایشان یک افترای مغرضانه بیش نیست. از این دوست و دوستان دیگر همعقیده با ایشان باید پرسید که اگر چنین استدلالی قابل قبول باشد آیا نمیتوان به همین سیاق خود ایشان را هم متهم به جاسوسی کرد؟! چطور میخواهند ثابت کنند که جاسوس نیستند؟!
در بخش دیگری از سخنانش در توصیف بهاییان میگوید که «آنها خیلی با هم قوی هستند و متحد هستند و اخبارشان از سی ان ان و بی بی سی پخش میشود».
باز هم میتوان پرسید که آیا قوی بودن و متحد بودن به خودی خود جرم است؟! یعنی قبور بهاییان به این دلیل که اتحاد دارند تخریب میشوند؟! نکته دیگر اینکه بی بی سی اگر اخبار بهاییان را منتشر کند بد است ولی خیلی هم خوب است اگر بلندگوی شما برای نشر اکاذیب باشد، درست است؟!
در انتها «دلیل محکم»ی که سرفراز برای جاسوس بودن بهاییان ارائه میکند اینست:
«…چون خودشون [بهاییان] در مصدر قدرت بودند [پیش از انقلاب] و شاه رو تحت کنترل داشتند، بعد از اینکه قدرتشون محدود شد و آمدند خارج از کشور برگشتن به همون نیروهای عادی خودشون که همون مردم عادی که بهایی هستن؛ خبرها رو از اونها میگیرن. این دلیل خیلی محکمی هست برای جاسوسیشون».
چه میشود گفت؟ کدام «اخبار» ؟! این «اخبار» به درد که میخورد؟! بهاییان چگونه به این «اخبار» دسترسی دارند؟ بهاییان کی و چگونه شاه را تحت کنترل گرفتند؟ تازه فرض کنیم تمام اینها درست؛ کدام قسمتش جرم است؟! رد و بدل کردن اخبار؟! دستاوردهای چند بهایی موفق؟ آیا انصافاً نفوذ روحانیون بر شاه بیشتر بود یا نفوذ بهاییان؟ چه شاهدی بر ادعای تسلط بهاییان بر شاه وجود دارد؟ نفرت افکنی ها و تحریکات آزادانه و بی باکانه حجة السلام فلسفی و متعاقب آن اشغال حظیرة القدس بهاییان طهران (2)؟ فعالیت های آزادانه انجمن حجتیه با حمایت ساواک در مبارزه بی امان با بهاییان (3)؟ کدامیک؟ آیا حقیقتاً هیچ محکمه منصفی این داستانها را بعنوان مدرک جاسوسی میپذیرد؟ البته آنجا که چنین داستانهایی موجب مرگ صدها بهایی شد میتواند برای محکومیت دیگران هم بکار رود، تا زمانی که قاضی امثال جناب سرفراز باشد.
اینها ادلّه ای هستند که من آنها را «ادلّه معطوف به قدرت» مینامم. یعنی دلایلی که فقط از طرف صاحبان قدرت در حکومت های استبدادی که نظارتی بر حاکمیت وجود ندارد میتوانند ارائه شوند. کسانی که برای اقدامات ظالمانه خود فقط نیاز به «لعابی» از عدالت دارند و اعتبار این براهین چندان برایشان مهم نیست. روشی که البته فقط خودشان مجاز به استفاده از آن هستند.
اگر حقیقتاً این ماجراها حقیقت دارد باید یک ایمیل، تلفن یا نامه ای که حاوی «اخبار» یا «اطلاعات» باشد وجود داشته باشد. جناب سرفراز فکر نمیکنند که ارائه یکی از این مکاتبات بیشتر از داستانسرایی افکار عمومی را نسبت به حکم بیست سال حبسِ جمع یاران قانع کند؟
سپهر از اصفهان ظلم به بهاییان را بر اساس «طرح دفاع پیشگیرانه» میداند مبنی بر اینکه «چون بهاییت خواهر خوانده یا برادر خوانده صهیونیزم است»، دولت باید اقدامی پیشگیرانه در این راستا انجام دهد. یعنی شخم زدن قبرستانهای بهاییان در راستای «دفاع پیشگیرانه» است که مبادا مردگان از قبر برخیزند و به دشمنان جمهوری اسلامی بپیوندند. یعنی کودک بهایی بزرگترین دشمن حاکمیت ایران است، و با تحقیر و استهزاء او توسط معلم فاز مهمی از طرح «دفاع پیشگیرانه» جناب سپهر با موفقیت به انجام میرسد و خطر بزرگی از سر مملکت دفع میگردد. یعنی تا امثال سپهر با تخصص نسبت شناسی هستند حاکمیت اصلاً نیازی نمیبیند توضیح دهد که اصولاً «خواهر خوانده یا برادر خوانده صهیونیزم» یعنی چه؟!
از سپهر همچنین باید پرسید که چطور طرح دفاع پیشگیرانه اگر از طرف دولت بوش انجام شود تجاوزکارانه و ظالمانه است ولی اگر از طرف حکومت ایران انجام شود طبیعی است؟! تازه دولت بوش پس از حملات یازده سپتامبر دستاویزی «ظاهراً» معقول برای دفاع پبشگیرانه داشت، ولی حکومت ایران با غربیل کردن خاک قبرستانهای بهایی از چه چیزی پیشگیری میکند؟! از اینکه بهاییان جرأت نکنند دیگر در ایران مدرسه یا بیمارستان بسازند یا به کودکان محروم سهل آباد خدمت کنند؟!
سوال دیگری که از جناب سپهر باید پرسید که محرومیت جوان بهایی ایرانی از تحصیل چه کمکی به دختر محجّبه مسلمان در فرانسه میکند؟! احتمالاً تمام ابتکارات دوستان برای کمک به مظلومین جهان به همین سیاق هستند که نه گرهی از کار فلسطینیان باز میشود و نه دختر مسلمان فرانسوی آزادی میابد.
نقطه عطف این برنامه لکنت آشکار امیر از لندن در پاسخگویی به اطلاعات تاریخی دقیق عرفان بود. وقتی عرفان متذکر شد که بهایی ستیزان در هر دوره تاریخی بهاییان را به یکی از کشورهای خارجی منتسب کرده اند، جمله امیر با «بستگی دارد» شروع شد، ولی به زودی دریافت که ختم آن جمله بجز آبروریزی نخواهد بود، و ناگاه خود را در خلأ یی از پاسخ یافت که تنها با عبارتی بی معنی برای خالی نبودن عریضه امکان پر شدن داشت.
براستی این همه اصرار و تلاش برای دشمنی با بهاییان برای چیست؟!
1)
http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2009/01/000000_ptv_your_turn.shtml
2)
http://www.goftman-iran1.info/-othermenu-13/661
3)